سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
108
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
( ردّوني . . ردّوني ) ، ليكن در روايات أهل سنت تتمه اين قصه چنين صحيح شده كه : حضرت عايشه در باب مراجعت استادگى كرد وأهل عسكر در رجوع با وى موافقت نمىنمودند ، با هم مطارحه اين امر بوده ، در اين اثنا مروان بن الحكم وديگر مردم عساكر قريب هشتاد كس را از دهاقين گرد ونواحي ( 1 ) شاهد آوردند كه اين آب را حوأب نام نيست وآب آبى ديگر است ، پس عايشه پيشتر روانه شد . اين است جواب طعن ، موافق روايت . اما به حسب درايت جواب ديگر دارد ، وآن ، آن است كه در حديث نهى از مرور بر آب واقع نيست ونه اشارتى به آن دارد ، آنچه از اين حديث مستفاد مىشود همين قدر است كه يكى را از شما اين مصيبت پيش خواهد آمد ، وفي الواقع آن حادثه مصيبتى عظيم بود كه موجب خفّت حرم محترم رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلم شد وكارى كه مقصود بود يعنى اصلاح ذات البين سرانجام نيافت ومفت تقاتل مسلمين واقع شده ، واز حديث زيادة بر اين مستفاد نمىشود ، پس از اين حديث نهى فهميدن ، بعد از آن مخالفت واصرار بر مخالفت نسبت كردن از چه راه تواند بود ؟ ! على الخصوص لفظ « إيّاك أن تكوني يا حميراء ! » در كتب معتبره أهل سنت وجودي ندارد .
--> 1 . در [ الف ] ( نواح ) آمده است كه اصلاح شد .